کمپینهای مردمی؛ روزنه امید برای نجات مرکز مازندران
ساری، مرکز استان مازندران، سالهاست از بیبرنامگی و سوءمدیریت شهری رنج میبرد؛ شهری با ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و اجتماعی فراوان که میتوانست به مقصدی مهم برای گردشگران داخلی و خارجی بدل شود، اما امروز چهرهای نازیبا و آشفته دارد. ضعف در سیاستگذاری، نبود نظارت، فقدان هماهنگی میان دستگاههای خدماترسان و بیتوجهی به نگهداشت پروژههای شهری، این شهر را به نماد فرصتهای از دسترفته تبدیل کرده است.
از پروژههای عمرانی تا زیرساختهای فراموششده
در دهه گذشته، پروژههایی مانند بوستان ملل، بوستان ولایت و مادر، پل خزر، سنگفرش پیادهروها و میدان ابنشهراشوب اجرا شد. اما نبود نگهداری مناسب، آنها را به معضلی تازه بدل کرده است. آمفیتئاتر بوستان ولایت سالهاست بلااستفاده مانده، غرفههایش هرگز فعال نشدند و سازههای چوبی آن پوسیدهاند. سنگفرشهای پیادهروها با صرف هزینههای کلان نصب شدند، اما امروز در بسیاری نقاط از کف جدا شده و رها شدهاند.
زباله، معضل همیشگی
انباشت زباله در کوچهها و خیابانها که گاهی روزها جمعآوری نمیشود، اصلیترین عامل نارضایتی شهروندان است. زبالهها توسط حیوانات یا زبالهگردها پراکنده میشوند و علاوه بر صحنههای زننده، تهدیدی برای سلامت عمومی هستند.
سیمای آشفته شهر
از میدان راهآهن تا بلوار عسگری محمدیان، به دلیل دیوارها و حصارهای بلااستفاده و رشد علفهای هرز، این محدوده به محلی برای انباشت زباله و وسایل فرسوده بدل شده است. اقدام ناشیانهی آتشزدن علفزارها توسط راهآهن نیز بسیاری از درختان منطقه را نابود کرده است.
افزون بر این، نبود روشنایی در زیرگذرها، تابلوهای ناهمگون مغازهها، خرابی مداوم آسفالت بهدلیل حفاریهای پراکنده سازمانها، انباشت نخالههای ساختمانی، کوچههای پر از آب در زمان کمآبی و پرسهزدن سگهای ولگرد حتی در مرکز شهر، سیمای ساری را بهشدت مخدوش کردهاند.
تهدید اجتماعی در قلب شهر
ابتدای بلوار کمربندی جنوبی، معروف به «ترکمحله»، امروز مأمن معتادان و متکدیان است؛ منطقهای که درست در کنار مدارس و دانشگاهها قرار دارد و امنیت روانی خانوادهها را خدشهدار کرده است. حضور شبانهروزی این افراد، همراه با انباشت زباله، چهرهای نگرانکننده به مرکز استان داده است.
راهحل؛ مدیریت جامع و مشارکت مردمی
تجربه شهرهای توسعهیافته نشان داده که توسعه پایدار شهری جز با مدیریت یکپارچه، تعامل دستگاهها و نظارت مؤثر ممکن نیست. اما در شرایطی که این هماهنگی در ساری دیده نمیشود، استفاده از ظرفیتهای مردمی میتواند روزنهای از امید باشد.
تشکیل کمپینهای داوطلبانه برای پاکسازی محلات، بازسازی سنگفرشها، رنگآمیزی جداول، ساماندهی فضاهای سبز، طراحی نماهای شهری و پایش نقاط آسیبزا، اقدامی کمهزینه اما اثربخش است. طرحهایی مانند «شهریار محلات» میتواند با نقش نظارتی و آسیبشناسی مشکلات، پیوندی میان شهروندان و مدیریت شهری ایجاد کند.
نتیجهگیری
ساری شهری زنده و پویاست و میتواند با برنامهریزی دقیق و مدیریتی کارآمد، به یکی از الگوهای شهرنشینی در کشور بدل شود. اما ادامه وضع موجود، جز تشدید نارضایتی مردم و اتلاف منابع، دستاوردی نخواهد داشت. تنها با مسئولیتپذیری مدیران، نگاه بلندمدت، مشارکت مردمی و همافزایی سازمانهای خدماتی میتوان آیندهای روشن برای این شهر رقم زد.
✍️ فاطمه صباغی
