پایگاه خبری تحلیلی کیاپرس(Kiapress.ir):
دکتر شه‌زاد مزدارانی می‌گوید: شیوه درمانی‌ام در سه سطح مطب، بیمارستان و خیابان انجام می‌شود، البته در این زمینه شاهد توهین‌هایی هستم که هیچ‌یک از آنها مرا دلسرد نمی‌کند، حتی در مواردی شده فردی چوب بگیرد تا مرا دنبال کند که چرا دخالت می‌کنید اما من این شیوه را هم منطقی می‌دانم.

خبرگزاری فارس مازندران ـ سرویس اجتماعی/هر بار صحبت از روان‌پزشکی می‌شود، پشت‌بند آن تجویز داروهای متعدد و ادامه آن خواب‌های بی‌امان بیماران در ذهن‌مان تداعی می‌شود اما با روان‌پزشکی آشنا شدیم که پایش را از چهارچوب مطب یا بیمارستان برای حل مشکلات بیمارانش فراتر گذاشته و خودش وارد جامعه شده تا بتواند بخشی از مشکلات اجتماعی را از بطن آن لمس و زمینه رفع این مشکلات را فراهم کند.

این روان‌پزشک سعی کرده مشکلات اجتماعی، روحی و روانی را به‌صورت عمقی مداوا کند؛ تلاش می‌کند با مردم بخندد و بگرید اما در این زمینه از جنبه‌های درمانی نیز فاصله نمی‌گیرد.

شه‌زاد مزدارانی روان‌پزشک، متخصص اعصاب و روان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در حال حاضر به گفته خودش سرپرستی ۱۸ فرزند شامل ۱۰ دختر و ۸ پسر را بر عهده دارد؛ درباره ازدیاد فرزندان طلاق نگرانی‌های شدیدی داشته و علاوه بر این اعتقاد به کار عملیاتی دارد.

بنا به گفته همکارانش در مراکز خیریه و خیابان‌ها نیز به مردم مشاوره داوطلبانه و رایگان می‌دهد.

این متخصص اعصاب و روان با وجود اینکه خودش کلینیک تخصصی دارد، در صورت مراجعه بیماران مستحق، تمام خدمات روان‌پزشکی و روان‌شناسی را برای‌شان رایگان انجام می‌دهد.

مزدارانی که به‌عنوان نخستین روان‌پزشک در بیمارستان حضرت فاطمه زهرا(س) ساری از سال ۹۵ مشغول به فعالیت است، می‌گوید: بیمارانی با مشکلات قلبی به بیمارستان مراجعه می‌کنند اما با انجام مشاوره مشخص شد علائم بیماری‌شان بیشتر عصبی و روحی بوده تا جسمی.

خبرگزاری فارس گفت‌وگویی با این روان‌پزشک خیر انجام داده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

شیوه و روش درمان، تفاوت روش درمانی‌اش با سایر روان‌پزشکان، مشکلات پیش‌روی درمان بیماران روحی و روانی، وظایف مسؤولان و … از سؤالاتی بود که خبرنگار فارس از این روان‌پزشک پرسید.

با وجود شلوغ بودن درمانگاه و به‌سر آمدن حوصله بیماران، دکتر مزدارانی برای ترویج شیوه درمانش با حوصله به سوالات داد.

درباره شیوه درمان اینکه از سایر همکارانش متفاوت است، می‌گوید: در حال حاضر دنیا، مشاوره و روان‌شناسی تغییریافته را تجربه می‌کند و کشور هم باید مطابق با مدل‌های روان‌شناسی روز دنیا پیش برود، اکنون به‌دلیل اینکه پزشکان ما از مدل‌های علمی قدیمی بهره می‌برند، نتایج خوبی را دریافت نمی‌کنند.

* هزینه بالای درمان بیماری‌های روحی

بسیاری از بیماران با تصور مشکل قلبی وارد بیمارستان می‌شوند، به‌دلیل استرس و دل‌شوره احساس درد شدید می‌کنند، نخستین تصورشان این است که نکند مشکل قلبی دارند، وقتی به ما مراجعه و علائم‌ را بازگو می‌کنند، مشخص می‌شود که تنها مشکل آنها استرس است و جالب اینجاست برخی از افراد هزینه‌های بسیاری بابت انجام اکو و تست ورزش نیز متحمل می‌شوند و حتی کارشان به آندوسکوپی و کلونوسکوپی نیز کشیده می‌شود، در حالی‌ که عامل بیماری آنها استرس است.

متأسفانه برخی هزینه‌های زیادی می‌کنند اما بعد از مدتی می‌فهمند دلیل عارضه‌شان تنها استرس است.

به‌دلیل اینکه حوزه کاری روان‌پزشکی، روان‌درمانی و روان‌شناسی در هم ادغام  هستند، در هر سه حوزه کار می‌کنیم، به لحاظ مراجعان این رشته افرادی که مراجعه می‌کنند، می‌تواند از اقشار مختلف کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان باشند.

به لحاظ مسائل و مشکلاتی که از نزدیک با آن مواجه هستیم، بارها اعلام کردم که در خط مقدم آسیب‌های اجتماعی جامعه هستم.

* پنهان‌کاری و افزایش آسیب اجتماعی

افرادی که آسیب اجتماعی دارند به ما مراجعه می‌کنند و آسیب‌های اصلی جامعه را برای ما توضیح می‌دهند، یکی از مشکلات جامعه، بحث پنهان‌کاری خانواده‌هاست.

هر آنچه برای همسر، پدر و مادر و دوستان و فرزندان عنوان نمی‌کنند، برای ما عنوان می‌کنند که این مهم برای ما خیلی ارزشمند است، به همین دلیل باید با توجه به شنیدارها به‌صورت منسجم به‌دنبال درمان، بررسی آسیب‌ها و ارائه راهکار مناسب باشیم و بدون اینکه نامی از بیمار برده شود، می‌توانیم برای درمان از این اطلاعات استفاده کنیم اما افراد باید بدانند که بیان نکردن مسائل، آسیب را چندبرابر می‌کند، ما نیز در مقابل با حفظ رازداری در پی درمان آن برمی‌آییم.

* درمان منطقی

وقتی آسیب اجتماعی را لمس کردم، با احساس علاقه قلبی بیشتری به درمان این آسیب‌ می‌پردازم، سعی کردم ارتباط بیشتری با بهزیستی داشته باشم، بهترین حوزه در بهزیستی نیز اورژانس اجتماعی بود که تقریباً حدود هشت سال در مرکز ۱۲۳ ساری به‌عنوان روان‌پزشک فعالیت کردم و با مددکاران و روان‌شناسان در سوژه‌هایی از جمله طلاق، کودکان خیابانی، اعتیاد و کودک‌آزاری یا افرادی که در خیابان‌ها از سوی نیروی انتظامی منتقل می‌شوند مواجه شدم.

با تجربیاتی که در درمان کسب کردم به‌تدریج به سمت درمان منطقی سوق یافتم، به‌عنوان نمونه من احساس کردم که هیچ سازمانی به تنهایی نمی‌تواند از عهده این مهم برآید، ابتدا که وارد بهزیستی شدم انتظار زیادی داشتیم ولی وقتی علل آن را مورد بررسی قرار دادم، متوجه شدم هیچ ارگانی نمی‌تواند از عهده حل مشکلات اجتماعی برآید، مشکلات روان‌شناسی و حتی جسمی افراد چندوجهی و چندسببی است و نمی‌تواند فقط در یک بعد مورد بررسی قرار گیرد.

* روبنایی بودن فعالیت سازمان‌ها برای حل مسائل اجتماعی

به اعتقاد من فعالیت‌ سازمان‌ها برای حل مسائل اجتماعی بیشتر روبنایی‌ست، در حالی که فکر می‌کردم که زیربنایی‌تر کار می‌کنند اما مسائل خیلی پیچیده‌تر از آن است که از عهده یک یا دو سازمان برآید، به همین دلیل تلاش کردم و فعالیت خود را به‌عنوان عضو هیأت مدیره خانه تشکل‌های مازندران در سازمان مردم‌نهاد آغاز کنم، بهترین کاری که می‌توانیم برای حل آسیب‌های اجتماعی انجام دهیم، ایجاد وحدت رویه در سازمان‌های مختلف و ارتباط صمیمی بین مردم و دولت است، اگر این اتفاق نیفتد شاید درمان نیز حاصلی نداشته باشد.

* موازی‌کاری بین سازمان‌ها

یکی از بزرگترین مشکلات، ازدیاد موازی‌کاری بین سازمان‌هاست، با حذف موازی‌کاری از  هزینه‌های اضافی در بودجه جلوگیری می‌شود، هر کس در هر حوزه‌ای که فعالیت می‌کند، تصورش بر این است خوب کار می‌کند، ما هم از ابتدا از درمان دارویی شروع کردیم، مدتی گذشت به سمت درمان غیردارویی و ارتباط با سازمان‌ها سوق یافتیم.

بهترین راهکار برای رفع آسیب‌های اجتماعی، ایجاد وحدت رویه میان سازمان‌ها و مردم است، سازمان‌های مختلف با وجود موازی‌کاری‌های‌شان در حال تلاش هستند اما وحدت رویه ندارند، اگر برای حل آسیب به تمام جنبه‌های آن توجه شود و همه موارد در کنار هم قرار گیرد، مدیریت خوبی صورت می‌گیرد.

باید همه با هم وحدت رویه داشته باشیم تا بتوانیم از موازی‌کاری و هزینه‌های اضافی جلوگیری کنیم، مشکل اصلی ما این است همیشه در بیان مشکلات‌مان حرف از اقتصاد و فقر مالی به میان می‌آوریم اما مشکل اصلی، فقر فرهنگی، مدیریتی و ارتباطی است.

* بیان قوانین به نحو مطلوب

یکی از اشکالات اصلی مسؤولان، تلاش نکردن برای اعتمادسازی است، چرا که مردم با قوانین آشنایی کاملی ندارند، آسیب‌های اجتماعی را خوب نمی‌بینند اما در اجرای دستورالعمل‌ها، برخوردهایی با مردم صورت می‌گیرد که موجب بی‌اعتمادی می‌شود، حتی قوانین خشک را نیز به نحو مطلوب می‌شود به نتیجه رساند.

 بهترین کار روان‌پزشک ایجاد ارتباط بوده که این نکته، از درمان مهم‌تر است، عموماً روان‌پزشکان درمان دارویی دارند اما به اعتقاد من مهم‌ترین موضوع، بحث اعتماد است، اگر بیمار به پزشکش اعتماد نداشته باشد، به‌طور حتم درمان اثری نخواهد داشت، اگر بیمار پذیرا نباشد، تمام تلاش برای درمان هدر می‌رود، اگر بیمار به روان‌پزشک اعتماد کند، هر اتفاقی که می‌افتد برای پزشک معالجش تعریف می‌کند که این مسئله آرامش خاصی را ایجاد می‌کند و بخش وسیعی از درمان اتفاق می‌افتد، حس اینکه پزشکم هست مشکلم حل می‌شود، برای بیمار مهم است.

البته در این زمینه خاطره‌ای دارم، بیماری تماس گرفت و گفت: «شما در تعطیلات اگر مشکلی داشته باشم، کمکم می‌کنید؟» من هم گفتم: «بله». او گفت: «همین که هستید، حالم خیلی خوب است».

* حس اعتماد بین پزشک و بیمار

این مسائل موجب شد تا دیدگاه منطقی‌تری برای درمان داشته باشم و این‌گونه نباشد تنها دارو تجویز کنم، حتی در مواردی بیمارانی داشتم که فقط به من می‌گفتند: دارو برایم تجویز کنید، دیدن این دارو به من آرامش می‌دهد و موجب می‌شود حتی نیازی به آن پیدا نکنم، دیدن این دارو باعث می‌شود حمله به من دست ندهد.

این تجربیات، نکات درمانی ظریفی است که در درمان کمک زیادی می‌کند و بر همین اساس به این مهم رسیدم که مهم‌ترین موضوع در مسیر درمان، اعتمادی است که بین بیمار و پزشک باید شکل گیرد.

به‌دنبال پیگیری مشکلات کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست با کودک هفت‌ساله‌ای مواجه شدم که شیشه می‌کشید، وقتی این صحنه را دیدم حس بدی داشتم، در این زمینه به فکر تشکیل سازمانی مردم‌نهاد با نام «گل‌های بهار ستاره» افتادم تا از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست نگهداری کنم.

از ۱۰ کودک از ساعت ۸ تا ۱۴ نگهداری می‌کنیم که با گذشت دو سال الان کودکان ما ۱۰ تا ۱۶ ساله شدند و همچنین موفق شدیم از این تعداد ۵ تن از این کودکان را تحویل سرپرست‌ دهیم.

محدودیت جغرافیایی برای درمان نداریم، حتی کودکی از تهران داریم، اداره این مؤسسه به‌صورت خیریه است، البته از بهزیستی نیز کمک‌ها و حمایت‌هایی داریم، در این زمینه یکی از خیران، ساختمانی با مساحت ۵۰۰ متر اهدا کرد که از کودکان دارای آسیب، نگهداری می‌کنیم.

بزرگ‌ترین مشکل، آسیب‌های گذشته این کودکان است که مانعی برای تربیت محسوب می‌شود.

* زدودن کارهای منفی

کودکانی که در مؤسسه از آنها نگهداری می‌کنیم، دچار آسیب‌های روحی و جنسی شدند و محیط امنی را ندیدند و همچنین زدودن کارهای منفی از ذهن این کودکان نیز کاری سخت و مستلزم زمان و انجام اقدامات زیربنایی است.

اینکه مؤسسه به‌صورت مجتمعی اداره می‌شود نیز کار تربیت را سخت‌تر می‌کند، به این دلیل که اگر یک آسیب اجتماعی وجود داشته باشد، به راحتی منتقل می‌شود، تربیت سطحی، نصیحت و صحبت کردن نمی‌تواند به تنهایی به ما کمک کند.

برای حل مشکلات کودکان، بهترین کار این بوده که معنویت را در این کودکان به‌صورت ریشه‌ای تقویت کنیم، تلاش ما نیز بر این است این کودکان به خودمراقبتی معنوی برسند، به این دلیل که ساختار کنترلی ما کافی نیست.

بیشتر آسیب کودکان این بوده که رها بودند و محیط امن را احساس نکردند، ما در ابتدا فکر می‌کردیم کار ما خیلی راحت است ولی بعدها متوجه شدیم زدودن افکار منفی بسیار سخت است.

* باید ارتباط عاطفی با بیماران داشته باشیم

از زمانی‌که در این حوزه فعالیت کردم، تازه معنای واقعی روان‌پزشکی را فرا گرفتم، زمانی فکر می‌کردیم آسیب‌ها به‌دلیل مشکلات اقتصادی به‌وجود می‌آید اما بعدها دیدیم که باید ارتباط عاطفی با بیماران داشته باشیم تا بتوانیم اعتماد طرف را جلب کنیم که درمان شکل درستی به خود بگیرد.

* دیوار آهنینی بین مردم و مسؤولان وجود دارد

دانشگاه میدان عمل و کار ماست، زمانی قصد تحصیل در مقطع فوق‌تخصص را داشتم، بعدها متوجه شدم بهترین مکان و میدان علم‌آموزی بودن در کنار این آسیب‌هاست، بارها گفتم متخصص آسیب اجتماعی هستم و کسی هستم که مردم آخرین مشکلات‌شان را با من در میان می‌گذارند، به این اثبات رسیدم که دارو تنها بخش کوچکی از درمان است، ای کاش مسؤولان  بدانند تنها بروشور دادن کافی نیست بلکه چگونگی اعتمادسازی و درمان بسیار مهم است، متأسفانه دیوار آهنینی بین مردم و مسؤولان وجود دارد.

در طول درمان با جوانی مواجه شدم که شیشه می‌کشید، گفت: «می‌توانید به من کمک کنید تا درمان شوم؟» البته موفق شد اعتیادش را کنار بگذارد، با این بیماران هر روز به‌صورت پیامک در ارتباط بودم، هر روزی که نمی‌کشید، پیام می‌داد و من هم از او تشکر می‌کردم، به نظر من اثرگذاری کارهای انجام‌شده بالاترین درمان دارویی است، همین که فکر می‌کرد باید به من به‌عنوان درمان‌گر گزارش روزانه دهد، امید وافری برای ترک برایش‌ پیش آمده بود.

* تقویت روحیه معنوی

در بحث درمان ابتدا سلامت جسمی، سپس روانی، اجتماعی و مهم‌تر از همه بحث معنویت است، قسمت اصلی درمان همان توجه و تقویت روحیه معنوی است، وقتی معنویت نداشته باشیم، نمی‌توانیم در ایجاد احساس خوب گام برداریم، معنویت فرد را درمان می‌کند و به بیمار انگیزه می‌دهد، اگر معنویت نباشد روان‌شناسی زیر سؤال است، این شیوه پذیرفته‌شده در دنیاست اما در کشور ما با وجود ساختارهای معنوی، متأسفانه این بخش به‌درستی تقویت نشده، این در حالی است که دنیا کاملاً به این سمت رفته است.

* درمان در خیابان

شیوه درمانی‌ام در سه سطح مطب، بیمارستان و خیابان انجام می‌شود، البته در این زمینه شاهد توهین‌هایی هستم که هیچ‌یک از آنها مرا دلسرد نمی‌کند، حتی در مواردی شده فردی چوب بگیرد تا مرا دنبال کند که چرا دخالت می‌کنید اما من این شیوه را هم منطقی می‌دانم و می‌گویم این رفتار یک نوع مکانیزم است برای مقاومت در درمان و یا حفاظت از خود.

یکی از روان‌درمانی‌های ما این است که بپذیریم آسیب وجود دارد و درصدد درمان باشیم، بیماری که ما را تهدید می‌کند، به جای ناراحتی، می‌پذیریم که آسیب وجود دارد و تلاش خود را بر تشخیص می‌گذاریم که شاید بیمار بدبین باشد، سعی کنیم به بیمار حق دهیم.

خیلی وقت‌ها به جای درمان مستقیم، درمان غیرمستقیم انجام می‌دهیم و دیدگاه جدیدی برای درمان باز می‌کنیم و به‌تدریج سعی می‌کنیم وارد ذهنیت شده و درمان کنیم، به‌جای اینکه ناراحت شویم.

معمولاً حرفه‌ای عمل می‌کنیم، علاوه بر اینکه نمی‌گذاریم فرد بدبین شود بلکه اعتماد بیمار را جلب می‌کنیم البته شرح حال را از خانواده بیمار می‌گیریم، دیدگاه جدیدی برای درمان باز می‌کنیم و بعد با علم مسیر درمانی را طی می‌کنیم.

در مطب ویزیت داریم و در بیمارستان نیز اقدامات درمانی با تعرفه دولتی انجام می‌شود البته اگر فرد نامه‌ای از نهادهای حمایتی داشته باشد، اقدامات به‌صورت رایگان انجام می‌شود.

براساس شرایط کاری روزهای جمعه ویزیت در منزل داریم که در خیابان‌ها و با مردم نیز سر و کار داریم.

همچنین در مرکز روان‌پزشکی توانبخشی بیماران اعصاب و روان، حدود ۱۰۰ بیمار داریم که ۹۹ نفر به‌صورت رایگان تحت پوشش قرار دارند.

* روان‌پزشکی کار پشت میزی نیست

در این زمینه خاطره‌ای از بیمار دوقطبی داریم که همسایه‌ها از وی بابت تعرض جنسی شکایت کردند، این بیمار را ویزیت کردیم، درمان را آغاز کردیم، پس از اقدامات درمانی همسایه‌ها راضی نمی‌شدند که این بیمار در محل خود زندگی کند و اعلام کردند که باید از محل برود و با رایزنی انجام‌شده با دادگستری، رفع اتهام کردیم و کارمان به دستگاه قضا کشیده شد، البته همسایه‌ها باورشان نمی‌شد که این فرد درمان‌پذیر باشد اما رضایت همسایه‌ها را نیز گرفتیم و این فرد اکنون درمان شده و زندگی عادی دارد.

باید بدانیم که کار روان‌پزشکی موضوعی نیست که بتوان پشت میز در مطب یا بیمارستان کار کرد، نگران انگ مردم هستیم، انگ به‌دلیل اینکه در گذشته حرفه‌ای عمل نکردیم و به‌جای مشاوره، دارو تجویز کردیم، خیلی وقت‌ها بیماران را خواب‌آلود کردیم بدون اینکه ارتباطی صورت گیرد.

درج مطلب فقط با ذکر پایگاه خبری کیا مجاز است.

ایمیل مستقیم :‌ kiapresse@gmail.com
شماره پیامک : ۰۹۳۹۵۳۷۱۷۷۷
tabligh-site1 #

اشتراک این خبر در :