روایت شیرین دکتر رضا امینی در حاشیه همایش تخصصی ناباروری در ساری
به گزارش کیاپرس، در حاشیه همایش تخصصی ناباروری که در ساری برگزار شد، دکتر رضا امینی، مسنترین پزشک زنان و زایمان استان مازندران، یکی از ماندگارترین خاطرات دوران طبابت خود را برای خبرنگار ما بازگو کرد؛ خاطرهای که از تلخی آغاز شد اما با پایانی شیرین در ذهن این پزشک با تجربه جاودانه شده است.
دکتر امینی که از سال ۱۳۵۵ فعالیت پزشکی خود را در شهر ساری آغاز کرده، از روزهایی گفت که امکانات محدود و شرایط سخت، خدمترسانی به بیماران را دشوارتر میکرد. او توضیح داد که در آن سالها بیمارانی که از روستاها به بیمارستان منتقل میشدند، گاهی با چهار چوببست ساده، یک نایلون و پتوی مندرس روی وانت به مرکز درمانی میرسیدند.
وی در این گفتوگو، خاطرهای از یکی از شبهای عید را چنین روایت کرد:
همان شب که مردم در تکاپوی تحویل سال بودند، تلفن اورژانس ـ که دکتر امینی از آن به عنوان «دشمن همیشگی» یاد میکند ـ خبر آورد بیماری را با احتمال فوت به بیمارستان رساندهاند. او بدون لحظهای درنگ خود را به بیمارستان رسانده و در معاینه متوجه علائم حیاتی بیمار شده است. بلافاصله اقدامات لازم انجام و بیمار به اتاق عمل منتقل میشود و در نهایت نجات مییابد.
اما بخش احساسی ماجرا زمانی رقم میخورد که حدود ساعت دو بامداد، پسر نوجوانی که همراه بیمار بود، با نگرانی سراغ مادرش را میگیرد و پس از شنیدن خبر زندهبودن او، با خوشحالی به گردن این پزشک میپرد و با گفتن یک «آخجون» از ته دل، او را میبوست.
دکتر امینی گفت:
«آن لحظه فهمیدم بالاترین دستمزدی که در تمام عمرم گرفتهام همان ‘آخجون’ آن پسر بود. تمام خستگیام همانجا از بین رفت.»
این روایت صمیمانه، بخش ارزشمندی از تاریخ شفاهی پزشکی مازندران و یادآور روزهایی است که عشق به انسانیت، مهمترین انگیزه پزشکان در مسیر خدمت بود.
وقتی سنجش “عشق و علم” با پول باشد؛ به تمام زندگی گند زده می شود.